سديد الدين محمد عوفى

540

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

و جمعيتى ساخت و موبدان را جمع كرد « 1 » و « 2 » بوذرجمهر را حاضر آورد « 3 » آن‌گاه « 4 » گفت : اى « 5 » بزرجمهر ، هر « 6 » كه راز پادشاهان فاش كند سزاى او چه بود ؟ بزرجمهر گفت : كشتن و بر دار كردن ، تا ديگران را عبرت بود . پس « 7 » نوشروان بفرمود تا كلاه از سر او برگرفتند و كمر از ميان او بگشادند « 8 » و او را بر دار كردند . پس « 9 » دخترش را « 10 » بياوردند و برهنه كردند « 11 » و او همچنان مىدويد « 12 » اندر « 13 » ميان مردمان « 14 » و « 15 » خود را هيچ « 16 » نمىپوشيد « 17 » ، چندان « 18 » كه به زير دار پدر رسيد « 19 » خود را « 20 » بپوشيد و چشم بر هم نهاد . نوشروان « 21 » گفت : شايد كه « 22 » در اين حكمتى بوده است . او را در پيش « 23 » خواند و گفت : از چندين خلق شرم نداشتى « 24 » و خويشتن « 25 » را نپوشيدى و « 26 » چون به زير دار پدر « 27 » رسيدى خود را پوشيدى « 28 » حكمت چه بود « 29 » ؟ گفت : اين‌ها « 30 » همه مردم نبودند و پدر من مردم بود كه « 31 » اگر

--> ( 1 ) مپ 2 - و موبدان را جمع كرد ( 2 ) مج + خواجه ( 3 ) مج : كردند ( 4 ) مپ 2 - آن‌گاه ( 5 ) مج : با ( 6 ) متن و مپ 2 + كس ( 7 ) متن و مپ 2 + پس ( 8 ) متن و مج : برگشادند ( 9 ) مج 2 + فرمود تا ( 10 ) متن و مپ 2 - را ( 11 ) مج + يعنى كه او راز پدر هم برهنه كرد ( 12 ) مپ 2 : و او خود را برهنه كرد و مىدويد ( 13 ) مج : و دختر را هم‌چنان برهنه مىدوانيدند در ( 14 ) مپ 2 - اندر ميان مردمان ( 15 ) متن و مج + او ( 16 ) مپ 2 - هيچ ( 17 ) مپ 2 : نپوشيد ( 18 ) متن و مج : چنان ( 19 ) مج + و چشمش بر پدر افتاد ( 20 ) مج + به موى سر پوشيده و دست بر عورت و شرمگاه خود نهاد و شرم تمام نبشت و در گريستن شد نوشروان را بگفتند كه دختر بزرجمهر را در پيش چندين خلق برهنه كردند از كس را بپوشيد و چشم شرم نداشت و چشم گشاده بود و در خلق مىنگريست ( 21 ) بنياد + را گفتند كه دختر بوذرجمهر اين چنين كرد ( 22 ) متن و مج + او را ( 23 ) مپ 2 + خود ( 24 ) متن : نمىداشتى ( 25 ) مپ 2 : خود ( 26 ) مپ 2 - و ( 27 ) مج : پدرت ( 28 ) مپ 2 : بپوشيدى ( 29 ) مج - حكمت چه بود ( 30 ) متن و مج : زيرا كه اين ( 31 ) مپ 2 - كه ، مج - و پدر من مردم بود